تحلیل سیستمی

از ویکی تعارض منافع
پرش به ناوبری پرش به جستجو

تحلیل سیستم‌ها یا تحلیل سامانه‌ها یا آنالیز سیستم ها (به انگلیسی: systems analysis) یک نگرش جامع به مسئله یا مشکل است. تحلیل سیستم یکی از ابعاد دوگانه نگرش سیستمی است و در آن به‌منظور شناسایی پدیده‌ها، ابتدا آن را به اجزاء کوچک‌تر تقسیم می‌کنند و پس از بررسی، تجزیه و تحلیل و رفع مشکل هر یک از اجزاء، مشکل سیستم کل را حل می‌کنند.

یک مهندس تحلیل سیستم‌ها با استفاده از دانش سیستم یا تفکر سیستمی به جای یک دید محدود و بسته به یک دیدگاه جامع و کل‌نگرانه می‌رسد. بسیاری از مشکلات صنعتی و اداری و حتی اجتماعی و اقتصادی تنها با کمک نگرش سیستمی قابل تجزیه و تحلیل هستند.

شناسایی مصادیق تعارض منافع

روش های شناسایی مصادیق تعارض منافع هرچند به صورت نظری موقعیتی روشن است، اما دردنیای عمل کشف مصادیق تعارض منافع تقریبا نیازمند صرف انرژی زیاد و استفاده از روش های متعدد است. اکثر پژوهش ها با استفاده از ابزار مصاحبه و سیستمی به شناسایی مصادیق تعارض منافع در سازمان ها می پردازند، اما این ابزار گردآوری و تحلیل را نمی توان راهکار اختصاصی یا حتی کاملاً مناسب شناسایی مصادیق تعارض منافع دانست. بااین حال به نظر می آید اصلی ترین شیوه مطالعه و کشف تعارض منافع در دستگاه ها از طریق نظریه سیستم، تحلیل سیستمی و تفکر سیستمی محقق می شود. به عبارت دیگر اگرچه پژوهشگران از ابزار تحلیل مضمون برای کشف مصادیق تعارض منافع استفاده می کنند. اما بستر نظری آن مبتنی بر تحلیل سیستمی است. سیستم مجموعه‌ای از اجزای مرتبط است که در کلیّت خویش برای ایفای وظیفه‌ای مشخّص در کنش متقابل و هماهنگ با محیط است. در تفکر سیستمی، سازمان ‌ها مانند سیستم‌هایی هستند که در دل یک مجموعهٔ محیطی بزرگ‌تر قرار گرفته‌اند. هر سیستم شامل ورودی، خروجی، پردازش و بازخورد است، بنابراین داشتن تفکر سیستمی برای یک مدیر بسیار حائز اهمیّت است. به کمک یک نظارت دقیق اگر خروجی ما از خروجی مورد نظرمان فاصلهٔ کم و بیش چشم‌گیری داشت، با استفاده از بازخورد ورودی را تغییر داده و برنامه‌ریزی مجدّد می‌کنیم. تفکر سیستمی به مدیران کمک می‌کند تا ساختار، الگوها و وقایع را در پیوند با یکدیگر مورد بررسی قرار دهند و تنها به مشاهده اکتفا نکنند. تفکر سیستمی مبتنی بر نوعی کلّی‌نگری است که با تحلیل، قابل درک نیست.

تحلیل سیستمی در شناسایی مصادیق تعارض منافع

از اصلی ترین روش های شناسایی مصادیق تعارض منافع است و مهمترین روش برای رسیدن به گلوگاه های تعارض منافع در دستگاه ها استفاده از تحلیل سیستمی است. در این روش زیرسیستم ها، کل واحد و روابط بین آنها مورد بررسی قرار می گیرد. در تحلیل سیستمی مجموعه های مورد تحلیل باید هماهنگ با هدف سیستم قرار گیرند. بر این اساس شناخت هدف دستگاه، نقش ها و روابط مشخص و تعارض منافع این زیرسیستم ها و کارگزاران با رسالت سازمان مورد ارزیابی قرار می گیرد. نظریه کلیت در درک ما از تعارض منافع دارای اهمیت حیاتی است. سازمانها و دستگاه ها ممولاً برای اجرای مأموریت خود، زیرسیستم های متعددی را تأسیس می کنند، عدم توجه در چینش این زیرسیستم و روابطشان با یکدیگر اصلی ترین دلیل شکل گیری موقعیت تعارض منافع است. بنابراین نکته مهم آن است که؛ سیستم به طور کل مورد بررسی قرار گرفته و تشکیل زیرسیستم ها به گونه ای باشد که بتواند هم نیروزائی ایجاد کند.

بر مبنای تفکر سیستمی می توان بسیاری از موقعیت های در خطر شکل گیری تعارض منافع را شناسایی و حتی پیشبینی کرد. برای مثال شغل یا وظیفه فرعی یا موقعیت مضاعف، یکی از موقعیت های مستعد تعارض منافع است. هر جایگاه اداری به طورمعمول یک مأموریت رسمی دارد، هرگاه وظیفه و مأموریت فرعی یا موقعیت مضاعف به مأموریت اصلی اضافه شود، امکان شکل گیری تعارض منافع ساختاری وجود دارد. بر همین مبنا هرگاه شغل فرعی مضاعف بر شغل اصلی اضافه شود، متصدی آن پست امکان بالقوه تعارض منافع خواهد داشت.

علاوه بر این، بر مبنای تحلیل سیستمی، رابطه سازمان و محیط نیز برای کشف گلوگاه های تعارض منافع حائز اهمیت است. درواقع ذی نفعان خارج از سازمان نیز بر شکل گیری موقعیت تعارض منافع تأثیرگذار هستند. برای مثال ارتباط وزارت بهداشت با شرکتهای بازرگانی حوزه تجهیزات پزشکی باید مورد ارزیابی قرار گیرد تا مصداق های تعارض منافع این بخش شناسایی شود. به زبان ساده اگر مجموعه وزارت بهداشت به عنوان یک سیستم قابل شناسایی باشد که در درون خود زیرسیستم هایی دارد، درعین حال وزارت بهداشت خود یکی از زیرسیستم های نظام سالمت و درمان است.

تحلیل سیستمی بیش از آنکه یک نظریه یا روش باشد، نوعی نگاه یا رویکرد است. بنابراین برای استفاده از آن در موضوع تعارض منافع نیازمند استفاده از روش های مختلف هستیم. مطالعه اسنادی مقررات و اسناد بالادستی و دستورالعمل ها، تحلیل شبکه و استفاده از انواع روشهای کیفی همچون روایت پژوهی، مورد پژوهی، مصاحبه عمیق، گروههای متمرکز ازجمله روشهایی هستند که ما را در کسب اطلاعات و تحلیل نظام مند آن کمک خواهد کرد. درنهایت باید اشاره کرد، مطالعه تطبیقی و استفاده از ادبیات تجربی موضوع در سایر کشورها یا دستگاه ها در بارور کردن روشهای پیش گفته و جهت دادن به آن قابل توجه است.

رویکرد تحلیل سیستمی، سازمان را در نظام بزرگ تری میبیند، برای مثال بیمارستان ها به عنوان یکی از زیرسیستم های نظام بهداشت و درمان شناخته میشوند که برای انجام رسالت خود با مجموعه بزرگی از سازمان های دیگر همچون داروخانه ها، سازمان های بیمهای، تامینکنندگان دارو و تجهیزات پزشکی و غیره همکاری میکنند.

نکته مهم تحلیل سیستمی آن است که به ما یادآوری می کند پردامنه ترین و مضرترین نوع تعارض منافع در گلوگاههای ارتباطی این زیرسیستم ها با یکدیگر رخ می دهد. برای مثال اشتغال هم زمان پزشکان در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به تعارض منافع منجر می شود؛ به زبان ساده احتمال بسیار اندکی دارد که موقعیت تعارض منافع در یک سازمان واحد رخ دهد، بلکه نقش های اضافی کارکنان شامل موقعیت سهام داری و مالکیت، موقعیت خویشاوندی، موقعیت درب های گردان و... در سایر زیرسیستم های یک سیستم موجب شکل گیری تعارض منافع می شود.

مهم ترین روش برای رسیدن به گلوگاه های تعارض منافع در دستگاه ها استفاده از تحلیل سیستمی است، در این روش زیرسیستم ها ، کل واحد و روابط بین آن ها مورد بررسی قرار می گیرد؛ در تحلیل سیستمی مجموعه های مورد تحلیل باید هماهنگ با هدف سیستم قرار گیرند ؛ بر این اساس شناخت هدف دستگاه ها ، نقش ها و روابط مشخص و تعارض منافع این زیرسیستم ها و کارگزاران با رسالت سیستم مورد ارزیابی قرار می گیرد.

نکته دیگر آنکه تحلیل سیستمی پیش از آنکه یک نظریه یا روش باشد، نوعی نگاه یا رویکرد است.

بنابراین برای استفاده از آن در موضوع تعارض منافع نیازمند استفاده از روش های مختلف هستیم؛

  1. مطالعه اسنادی مقررات و اسناد بالادستی و دستورالعمل ها
  2. تحلیل شبکه
  3. استفاده از انواع روش های کیفی همچون؛
    1. روایت پژوهی، موردپژوهی
    2. مصاحبه های عمیق
    3. گروه های متمرکز
    4. و...

از جمله روش هایی هستند که ما را در کسب اطلاعات و تحلیل نظام مند آن کمک خواهد کرد.

منابع