موقعیت اتحاد ناظر و منظور (نظارت‌شونده)

از ویکی تعارض منافع
پرش به ناوبری پرش به جستجو

یکی از موقعیت های تعارض منافع است.این موضوع امری بدیهی است که شخص نمی تواند بر کار خود نظارت داشته باشد. بسیار طنز گونه است اگر انتظار برود، افراد و سازمان ها عمل خود را مورد قضاوت قرار دهند، مثلاً از یک برج ساز بخواهیم بر استحکام ساختمانی که خودش می سازد نظارت کند. بااین حال برخی صاحب نظران خود کنترلی را بهترین نوع نظارت تعریف می کنند. این موضوع اهمیت وافر دارد که منظور از خود کنترلی بهبود فرایندها و روشها به نحوی است که نقشهای سازمانی یا حتی شخصی از نظارت بر یکدیگر منتفع بوده و از انحراف جلوگیری کنند.[۱]

به‌نظر می‌رسد موقعیت اتحاد ناظر و منظور هرگز امکان تحقق نداشته باشد. چرا که نمی‌توان متصور شد که مثلا فردی به‌صورت شخصی مسئول نظارت بر رفتار و عملکرد خود باشد. با این همه، می‌توان موقعیت دیگری از تعارض منافع را متصور شد که شخص یا یک سازمان مسئول نظارت بر یک سازمان یا شخص باشد که خودش توسط همان شخص یا سازمان به‌ این کار گماشته شده است. اگر ادامه‌ی کار ناظر منوط به نظر شخص یا سازمان نظارت‌ شونده باشد با یک از موقعیت های تعارض منافع روبرو هستیم. به این ترتیب، ما نه با موقعیت اتحاد ناظر و منظور، بلکه با ارتباط بین ناظر و منظور (نظارت‌شونده) سروکار داریم. برای مثال، پیداست که در چنین موقعیتی، ارتباط بین ناظر و منظور به‌گونه‌ای است که می‌تواند وظیفه‌ی نظارت را در معرض خطر قرار دهد. مصداق دیگر این موقعیت تعارض منافع می‌تواند در پارلمان‌ها اتفاق بیفتد اگر تنها نهاد نظارت بر رفتار اعضای پارلمان‌ها توسط خود پارلمان ساماندهی شود، یعنی این‌که نظارت‌شوندگان خودشان تصمیم بگیرند که چه کسی ناظر آن‌ها باشد. با این همه، نکته‌ی مهم این‌جاست که همان‌طور که پژوهشگران نیز به آن اشاره کرده‌اند، قانون‌گذاران به‌ندرت همکاران خود را به‌صورت علنی، از این جهت که به‌‌وظایف قانونی خود عمل نکرده‌اند، مورد انتقاد قرار می‌دهند؛ چه رسد به این‌که بخواهند تخلفات ایشان یا کارکنان آن‌ها را گزارش کنند. [۲]

مصادیق

اطمینان از ساخت ایمن و استاندارد ساختمان ها بر عهده شهرداری است، با این حال مهندسان طراح و ناظر منعی برای استخدام در شهرداری ندارند. این به معنای آن است که مهندسانی که طراح ساختمان ها هستند، خود باید مهر تائید بر کارشان بزنند. بدیهی است که در چنین شرایطی منافع مختلف مهندسان در این موضوع هم عرض شده است. برای سوگیری در نظارت کارمندان شهداری نیازیث نیست آن کارمند در پروژه مورد نظارت دخیل باشد، بلکه صرف اشتغال به عنوان مهندس طراح یا ناظر وی را همدل با منظور خود کند.

در مثالی دیگر؛ در آمریکا، بعد از رسوایی واترگیت، روسای جمهور آمریکا وظیفه‌ی انتصاب بازرسانی را پیدا کردند که در بخش‌های مختلف تحت مسئولیت آن‌ها وظیفه‌ي نظارت را برعهده بگیرند. با این حال، روسای جمهور این حق را داشته و دارند که هرموقعی که لازم دیدند، بدون آوردن توجیه خاصی این افراد را از کار خود برکنار کنند و کسان دیگری را جایگزین آن‌ها کنند.

پانویس