موقعیت تعارض درآمد و وظیفه

از ویکی تعارض منافع
پرش به ناوبری پرش به جستجو

یکی از موقعیت های تعارض منافع است. باید توجه داشت که به طورمعمول کسب درآمد اولین وظیفه هر شخص و سازمانی است. در واقع خدمت به هم نوع پس از رسیدگی به منافع شخصی قابل تحصیل است. نمی توان از فردی انتظار داشت به نفع دیگران از درآمد خود صرف نظر کند. بنابراین اگر فرایند ها و روشها شخص را در موقعیتی قرار دهد که اجرای وظیفه محوله به وی به کاهش درآمدش بی انجامد، شخص یا سازمان در موقعیت تعارض منافع قرار گرفته است.[۱]

تعارض درآمد و وظایف نیز به صورت ساختاری موحب می گردد که مسئولین و کارکنان به وظیفه اصلی خود عمل نکنند.

می توان نمونه های گوناگونی برای این مساله ذکر کرد؛ به عنوان مثال: نظام پاداش به موفقیت های کوتاه مدت به نوعی ایجاد کننده این نوع تعارض منافع در بین مسئولین، کارکنان دولت و شرکت های وابسته به دولت خواهد بود.

زیرا این نظام انگیزشی مدیران را تشویق می کند که دست به اقداماتی برنند که در کوتاه مدت نتایج ملموس و مناسبی داشته باشد، در حالی که ممکن است این نوع فعالیت ها در بلند مدت منجر به نتایج مخربی گردد، از سوی دیگر تعیین مشوق برای موفقیت در کوتاه مدت بدون متضرر شدن مدیران از عدم موفقیت باعث میشود که مدیران فعالیت های با ریسک بالایی را انتخاب کنند که احتمال شکست در آنها زیاد است به عنوان مثال راجان اقتصاد دان ارشد صندق بین المللی پول در مقاله [۲] خود به این موضوع اشاره می کند که پاداش هایی که بر اساس سود های کوتاه مدت طراحی شده اند و جریمه ای برای زیان های بعدی تحمیل نمی کنند بانک داران را تشویق می کنند که بیشتر ریسک کنند و این موضوع ممکن است که شرکت یا حتی کل سیستم مالی را ویران کند.[۳]

مصداق

بودجه بیمارستان های سازمان تأمین اجتماعی بر اساس ضریب اشغال تخت تخصیص داده می شود، به این معنی که بیمارستان های با بیشترین بیمار بستری شده، بیشترین اعتبار را در اختیار خواهند داشت. این مسئله موقعیت تعارض درآمد و وظیفه است. بر اساس مشاهدات و مصاحبه ها صراحتاً این نوع اختصاص بودجه باعث بستری شدن غیر ضروری بیماران در بیمارستان ها شده است که در ادبیات تخصصی به "درمان القایی" معروف است. این موضوع در افزایش هزینه نظام سلامت تأثیر اساسی دارد.[۴]

منابع