موقعیت های تعارض منافع (جايگاه های مستعد تعارض منافع)

از ویکی تعارض منافع
پرش به ناوبری پرش به جستجو

شناسایی مصادیق تعارض منافع که افراد و سازمان ها را از مأموریت ها و وظایف عمومی خود منحرف می کند، آگاهی از موقعیت های تعارض منافع را پر اهمیت می سازد. بدیهی است که این موضوع قابل شمار نیست و موقعیت های مطرح شده در ذیل این بخش جامع و مانع نخواهد بود. همچنین دسترسی آزادانه به اطلاعات و گرداوری دانش صریح و ضمنی سازمان ها و افراد در شناخت این شرایط بسیار مفید خواهد بود. با این حال بخش عمده ای از این موقعیت ها در ذیل این چارچوب تعریف می شود. [۱]

موقعیت های تعارض منافع

اکنون به سراغ موقعیت‌ های کلی‌ای می‌رویم که می‌توان آن‌ها را از جمله‌ موقعیت‌هایی دانست که در آن‌ها تعارض منافع به‌وجود می‌آید. یادآوری این نکته ضروری است که این موقعیت‌ها همواره می‌توانند با ظهور شرایط جدید شناسایی شوند یا موقعیت های تعارض منافع موجود توسط پژوهشگران کشف شوند و یا برخی از آن‌ها بلا موضوع شوند.

علاوه بر آن، امری که برای نسل گذشته بلااشکال بود، اکنون می‌تواند موقعیت های تعارض منافع درنظر گرفته شود. به‌همین ترتیب، ممکن است در آینده نیز دامنه‌ی موقعیت های تعارض منافع گسترده‌تر شود و یا شاید به‌عکس، برخی از موقعیت های تعارض منافع به‌مرور زمان کم اهمیت شوند. این موقعیت‌های کلی تعارض منافع که در زیر می‌آیند، هرکدام می‌توانند در یکی از دسته‌های دسته‌بندی‌های پیش‌گفته نیز جای بگیرند. چینش این موقعیت‌ها بر اساس فراوانی تکرار آن‌ها و مصادیق‌شان در منابع مختلف است؛ به این نحو که موقعیت‌هایی که در ابتدا می‌آیند در منابع بیشتری به آن‌ها اشاره شده است و به‌نظر می‌رسد که مدیریت آن‌ها ضرورت بیشتری دارد. [۲]

جايگاه های مستعد تعارض منافع

نقش و جايگاه های ايجاد كننده اين نوع از تعارض منافع، مواردی هستند كه بر انگيزه ها و منافع اشخاص و سازمان ها تأثيرگذارند. شناسايی اين موارد مقدمه طراحی سازوكار پيشگيری از اين نوع تعارض منافع خواهد بود. جايگاه های اصلی ايجادكننده تعارض منافع را می توان به دو دسته تقسيم كرد. دسته اول ناشی از ويژگی های اشخاصی است كه در آن جايگاه قرار گرفته اند؛ به عنوان مثال: فردی كه در جايگاه طراحی طرح توسعه شهری قرار گرفته است مقدار زيادی زمين در اطراف شهر دارد. بدين ترتيب اين دارايی فرد می تواند عامل ايجادكننده تعارض منافع براي وی شود.[۳]

دسته دوم از مسائلي كه می تواند متوجه افراد شاغل در فعاليت های حاكميتی و بروز تعارض منافع برای آنها شود می تواند به صورت برونزا و مستقل از ويژگي هاي افراد قرار گرفته در آن جايگاه است. اين موارد تحت عنوان عوامل نهادي ايجاد كننده تعارض منافع در اشخاص معرفي مي شوند. به طور کلی برخي از اين موارد تحت عنوان موقعیت تعارض منافع در ادامه ذكر خواهد شد:

موقعیت تعارض منافع شخص محور

در اين حالت، به علت برخي ويژگي هاي مربوط به شخص قرار گرفته در نقش خاصی (مناصب حاكميتي، روابط خانوادگي، روابط سهامداري، اشتغال و....) منافع شخص در تعارض با منافع حاكميت ویا عموم مردم قرار مي گيرد؛ به عنوان مثال: مي توان فردي را در نظر گرفت كه از يك طرف در يك وزارت خانه دولتي كه قرار است براي خريد يك محصول مناقصه برگزار كند، داراي پست حاكميتي باشد و از طرف ديگر خودش يا خويشاوندانش در شركتي باشند كه آن محصول را عرضه كرده و در مناقصه شركت خواهد كرد. در اين حالت اين فرد در موقعيت تعارض منافع قرار دارد. بدين ترتيب كه اين موقعيت براي وي ايجاد مي شود تا با انواع اقدامات) از قبيل ارائه اطلاعات يا ساير كمك ها به شركت مربوطه (به انگيزه كسب منافع شخصي، منافع حاكميت را كنارگذارد. د ر اين نوع از تعارض منافع، اگر فرد ديگري بدون ويژگي هاي مزبور) مانند روابط سهام داري، اشتغال و... (در آن جايگاه حاكميتي قرار بگيرد، تعارض منافع بروز نمي كند. نوع ديگري از موقیعت تعارض منافع شخصي را مي توان ناشي از ساختار و قواعدي دانست كه افراد در آن قرار مي گيرند. به عنوان مثال طبق قواعد سازماني ممكن است تعيين مبلغ حقوق و مزاياي مديران به عهده خودشان باشد. در اين شرايط هر مديري در آن جايگاه قرار گيرد در مسئله تعيين حقوق و مزايا درگير تعارض منافع مي شود يعني به نوعي قواعد طراحي شده براي آن جايگاه، مستقل از ويژگي هاي مربوط به اشخاص (مانند روابط سهام داري يا شغلي) آنها را در معرض تعارض منافع قرار مي دهد.[۴]

موقعیت تعارض منافع سازمان محور

اين حالت شبيه به تعارض منافع شخص محور است، ولي در مورد منافع يك سازمان مصداق پيدا مي كند. به طوري كه به علت ويژگي هاي مرتبط با سازمان مانند فعاليت هاي شركت هاي وابسته به سازمان يا خدماتي كه سازمان ارائه مي كند منافع سازمان در تعارض با منافع حاكميت قرار مي گيرد. به عنوان مثال ممكن است سازمان A به عنوان مجري يك طرح توسط حاكميت انتخاب شود و شركت B كه زيرمجموعه شركت A است نيز از جانب حاكميت مسئوليت ارزيابي موفقيت يا عدم موفقيت طرح را برعهده بگيرد يا اينكه شركت B مسئوليت مطالعات محيط زيستي پروژهاي را برعهده مي گيرد كه پيمانكار آن سازمان A است. در اين موقعيت ها شركت B در معرض تعارض منافع قرار گرفته؛ كه آن را با عنوان موقعیت تعارض منافع سازمانی محور معرفي ميكنيم. همچنين ممكن است ساختاري كه سازمان در آن قرار گرفته به نحوي باشد كه در هر حالت آن سازمان در معرض تعارض منافع قرار گيرد. به عنوان مثال مي توان گفت كه سازماني كه درآمدهايش با وظايفش در تعارض است، همواره در جايگاه تعارض منافع قرار دارد. به عنوان مصداقي از اين نوع تعارض منافع مي توان گفت اگر درآمد پليس حاصل از جرائم رانندگي باشد، پليس همواره در تعارض تلاش براي كاهش دادن تخلفات يا استفاده از درآمد حاصل از جرائم خواهد بود.[۵]

موقعیت های تعارض منافع

برخی از موقعیت تعارض منافع عبارت اند از:[۶]

  1. موقعیت تعارض درآمد و وظیفه
  2. موقعیت تعارض وظایف
  3. موقعیت اتحاد قاعده گذار و مجری
  4. موقعیت اتحاد ناظر و منظور (نظارت‌شونده)
  5. موقعیت اشتغال هم زمان
  6. موقعیت انگیزه های سیاسی و منطقه ای
  7. موقعیت خویشاوندی (روابط خویشاوندی و دوستانه)
  8. موقعیت درب های گردان
  9. موقعیت سهام داری و مالکیت

منابع